![]() |
![]() |
|
| مطالبی برای کسب آرامش و موفقیت- بیایید تا آسمان اوج بگیریم |
|
شناخت و درک حس حسادت
حسادت معمولا در یک موقعیت با حضور سه نفر و در اثر وحشت از دست دادن شخص مورد علاقه ایجاد میشود. حس حسادت، اگر به ندرت و بسته به موقعیتهای خاص به سراغ ما بیاید، حسی طبیعی است و میتواند در یک رابطه، مثبت هم واقع شود. اما اگر حسادت شدید و نامعقول شود به مخربترین عوامل برای رابطه دوستانه و عاشقانه تبدیل میشود.
حسادت را نباید با حس رشک یا غبطه یکسان دانست، هرچند این غلط مصطلح وجود دارد که به کسی حسودی کردن، میتواند به معنای آرزوی داشتن مال، موقعیت یا خصوصیات این فرد باشد، در حالی که حسادت، در زمانی ایجاد میشود که شخص نگران از دست دادن مال، موقعیت یا فردی است که در حال حاضر به خودش تعلق دارد. حسادت از این جهت واکنشی پیچیده است که طیف وسیعی از احساسات ، افکار و رفتارها را درگیر میکند. • احساساتی چون رنج، عصبانیت، خشم، اندوه، غبطه، ترس، حزن، تحقیر. • افکاری چون رنجیدگی، عیب جویی، مقایسه با رقیب، نگرانی از ظاهر خود و ترحم به خود. • رفتارهایی از قبیل احساس ضعف، تب و لرز، تردید و پرسش مداوم از خود و جستجوی دلیلی برای اطمینان یافتن، رفتارهای پرخاشجویانه و خشونت. حسادت چگونه از عشق محافظت میکند حسادت، عواطف را افزایش داده و روابط عاشقانه را قویتر و پرشورتر میکند. حسادت در اندازه های کوچک و قابل کنترل میتواند انرژی مثبتی در رابطه باشد اما با شدت یافتن و غیر منطقی شدن، ماجرا به کلی تغییر خواهد کرد. حسادت چگونه عشق را از بین میبرد چنین واکنشهایی میتواند آسیب سختی بر رابطه وارد کرده و موجب شود که هر دو نفر در تمام مدت احساس بی ثباتی کرده و مدام در حال نگرانی و احتیاط باشند تا مبادا حس حسادت دیگری را تحریک کنند. شخص حسود نیز که معمولا از مشکل خود با خبر است، دائما در میان دو حس مقصر دانستن خود و توجیه رفتارش سرگردان است. اگر این شخص حسود شما هستید شرایط و احساسات موجود را با واقع بینی بررسی کنید: مثبت اندیش باشید: شک و تردید خود را برطرف کنید: زندگی با فرد حسود رفتار خود را بررسی کنید. اگر میدانید که بعضی رفتارهای خاص حسادت او را بر می انگیزد،در صورت امکان تا زمانی که مشکل برطرف شود، آنها را تغییر دهید. فراموش نکنید که بر سر قولهایی که میدهید بایستید اما از دادن قولی که عمل کردن به آن برایتان مشکل است-مانند این که همواره در دسترس باشید- نیز خودداری کنید. اعتماد او را جلب کنید: از هر فرصتی برای ابراز علاقه به همسرتان و اینکه چرا او را بر دیگران ترجیح میدهید، استفاده کنید. از خصوصیات مثبت وی تعریف کرده و بیش از پیش درباره آینده مشترکتان صحبت کنید. فراموش نکنید که حس حسادت لگام گسیخته میتواند بی اندازه خطرناک باشد، اگر روشهای مذکور و موارد مشابه آن نتوانستند در مورد خود یا همسرتان مفید واقع شوند، بی درنگ با مشاور صحبت کنید |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 10:27 توسط نگار |
|
|
1 - خود را دوست داشته باشيد تا هرگز گرفتار خشمهاي مخرب نخواهيد شد. 2 - خود را از شر توقعاتي كه از ديگران داريد نجات دهيد. 3 - رفتارهاي خشم برانگيز را بررسي كنيد و راهي صحيح براي ابراز احساسات خود بيابيد. 4 - در هنگام عصبانيت سعي كنيد پيش كسي برويد كه براي او احترام خاصي قايل هستيد و او را دوست داريد. 5 - لحظات عصبانيت خود را با قيد زمان و مكان و واقعهاي كه باعث عصبانيت شما شده يادداشت كنيد. 6 - از شخصي كه دوستش داريد بخواهيد تا هنگام عصبانيت، به شما با گفتار يا اشارههاي توافق شده، هشدار دهد. 7 - پس از بروز خشم اعلام كنيد كه خطا كردهايد. 8 - ياد بگيريد كه اگر چيزي را دوست نداريد. اما از آن عصباني هم نشويد. 9 - ياد بگيريد كه هر كس حق دارد چيزي باشد كه خودش انتخاب كرده. 10 - اداي عصبانيت را در آوريد. 11 - عصبانيت خود را به تعويق اندازيد. 12 - در لحظه خشم، از افكار خود آگاهي پيدا كنيد. 13 - شوخ طبعي را در خود پرورش دهيد. 14 - زمان حال خود را با خشم و عصبانيت به هدر ندهيد. 15 - زندگي را سخت نگيريد. 16 - خود را ارزشمند بدانيد و اجازه ندهيد ديگران اختيار شما را در دست بگيرند. 17 - ياد بگيريد تا اعمال و عقايد ديگران شما را پريشان و آشفته نسازد. 18 - به خاطر داشته باشيد كه ديگران حق دارند با آن چه دلخواه شماست همراه نباشند. 19 - به ياد داشته باشيد كه ديگران نميتوانند هميشه به ميل شما رفتار كنند. 20 - اگر فكر ميكنيد كه با بلندتر كردن صدايتان طرف مقابل ساكت ميشود. بياموزيد تا احساس خود را به او نشان دهيد، اما كاري نكنيد كه عصباني شود. 21 - ياد بگيريد كه در برابر يأس و ناكامي به شكل تازهاي از خود واكنش نشان دهيد. 22 - خشم خود را به نحوي كه آثار مخرب نداشته باشد، ابراز كنيد. 23 - بياموزيد كه دنيا هرگز آن طور كه شما ميخواهيد، نخواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 12:51 توسط نگار |
|
|
به یاد داشته باشید، همه ما در زندگی لیز می خورریم، همه ما. به همین دلیل بهتر است که همیشه دست در دست یکدیگر در طول زندگی راه برویم. امیلی کیمبرگ ابتدا چند نکته ای را که باید در یک ازدواج رعایت شود بیان می کنم: * با هم تنها باشید اما اهمیت آنچه که باید انجام شود به اندازه ممنوعات یک رابطه است. من مطمئن هستم که همه شما بارها در دام این اشتباهات افتاده اید، درست مانند خود من. من از اشتباهات خود عبرت گرفته ام و هر گاه که امکان انجام یکی از آنها وجود دارد متوجه نشانه های آن شده و سعی می کنم به نحوی آن را اصلاح نمایم. اگر در زندگی از انجام اعمال زیر اجتناب ورزید و کارهای ذکر شده در بالا را انجام دهید در این صورت رابطه ای بسیار عمیق خواهید داشت.
1- خشم: مانند یک سم در رابطه است که با چیزهای کوچکی مانند (شوهرم دستمال دستشویی را نخریده است یا همسرم ظرفها را بعد از صرف شام نشسته است.) شروع و به مشکلی بزرگ تبدیل می شود. احساس خشم بسیار خطرناک است زیرا ما همیشه مستعد آن هستیم و بدون آنکه متوجه باشیم این احساس را درون خود داریم البته بدون آنکه شریک زندگیمان متوجه این مطلب باشد. هر آن که متوجه وجود خشم در درونتان شدید به این نمته توجه داشته ساشید که بهتر است آن را در همان ابتدا که کوچک است از بین ببرید. برای این کار دو راه وجود دارد: 1- یک نفس عمیق کشیده و آن را فراموش کنید. شریک زندگیتان را همانگونه که هست و با همه اشتباهاتش قبول کنید. هیچ انسانی کامل نیست. یا 2- در صورتیکه نمی توانید با مسوله کنار بیایید می توانید با همسرتان صحبت کرده و راهی را بیابید که برای هر دوی شما کار ساز باشد (نه فقط برای شما). سعی نمایید با حالتی بدور از تنش به نحوی صحبت کنید که بتوانید احساسات خود را بدون متهم کردن وی بیان کنید. 2- حسادت: حسی غیرقابل کنترل، ناخواسته، ناخوانده و مانند حس خشم سم است. کمی حسادت مشکلی ایجاد نمی کند اکا زمانیکه به حدی می رسد که شما میل به کنترل همسرتان دارید دیگر خطرناک بودن و منجر به مشاجرات غیر ضروری و در نتیجه ناراحتی دو طرف می شود. چنانچه با این مشکل مواجه هستید به جای کنترل همسرتان سعی در ریشه یابی این مشکل ( که معمولا احساس عدم امنیت است) نمایید. این ریشه ممکن است به رابطه قبلی شما که در آن صدمه دیده اید یا به حوادثی که در گذشته رابطه فعلیتان رخ داده است باز گردد. 3- انتظارات غیر واقعی: ما معولاً تصوی از همسر خود در ذهنمان داریم. مثلاً همیشه از آنها انتظار داریم که ما در ارجعیت قرار دهند، غافلگیرمان کنند، حمایتمان کنند، همیشه لبخند بزنند، کار کنند و تنبلی نکنند و هزارن انتظار متفاوت دیگر. برخی از انتظارات مانند انتظار به وفادار بودن لازمه یک رابطه هستند اما گاهی اوقات بدون آنکه متوجه باشیم انتظاراتی داریم که بسیار فراتر از واقعیت هستند. همسرمان مانند هزاران انسان دیگر صد در صد کامل نیست. نمی توانیم از او انتظار داشته باشیم که در هر ثانیه شاد و دوست داشتنی باشد. همه ما گاهی شاد و گاهی بی حوصله هستیم. نمی توانیم انتظار داشته باشیم که همیشه به ما فکر کنند. آنها به خودشان و دیگر افراد نیز فکر می کنند. نمی توانیم نتظار داشته باشیم که درست ماند ما باشند. انسنها متفاوت هستند. داشتن انتظارات بالا منجر به ناامیدی و در نتیجه خشم می شود. به ویژه زمانیکه در این موارد با همسرمان صحبت نکنیم. بدون بیان انتظاراتمان چگونه می توانیم از همسرمان انتظار برآورده نمودن آنها را داشته باشیم؟! راه درمان این مشکل پایین آوردن سطح انتظاراتمان است به نحوی که همسرمان توانایی نشان دادن خود واقعیش را داشته باشد و ما نیز وی به خاطر آنچه که هست دوست بداریم. هر انتظاری که از همسرمان داریم باید درباره آنها با همسرمان صحبت نماییم. 4- نداشتن وقت کافی: این مشکل در مورد زوجهایی که دارای فرزند هستند و زوحهایی مه در کارشان، تفریحاتشان، دوستانشان، خانواده هایشان و غیره غرق شده اند صادق است. زوجهایی که زمانهایی را برای تنها بودن با یکدیگر اختصاص نمی دهند به تدریج از یکدیگر فاصله می گیرند. باید برای خود زانی را ایجاد کنید و در آن زمان هر کار دیگری را فراموش کنید. یک پرستار بچه بگیرید، یک روز از کارتان مرخصی بگیرید، قرارهایتان را کنسل کنید و زمانی را با همسرتان بگذرانیدو لازم نیست حتماً به یک رستوران گران قیمت بروید، رفتن به یک پارک، ورزش با هم یا تماشای یک فیلم در منزل نیز کافی است. دراین زمانها سعی کنید با همستان ارتباط برقرار نمایید. 5- عدم ارتباط کافی:
این اشتباه تمامی جنبه های دیگر را تحت تاًثیر قرار می دهد. ارتباط خوب هسته مرکزی یک رابطه خوب است. اگر خشمگین هستید باید راجع به این احساس خود صحبت کنید، اگر حس حسادت دارید باید آن را ریشه یابی کنید، اگر هر مشکل دیگری دارید باید درباره آنها صحبت و با همستان ارتباط برقرار کنید. برقراری ارتباط تنها به معنای صحبت کردن و موافقت کردن نیست بلکه برقراری ارتباط به معنای صادق بودن و عدم متهم ساختن یا سرزنش کردن همسرمان است. به جای انتقاد کردن می توانید راجع به احساساتتان از قبیل ناراحتی، تاسف، ترس، خوشحالی و غیره صحبت کنید. درباره راه حل یک مشکل صحبت کنید تا به نتیجه ای که مورد دلخواه هر دوی شما است دست یابید. 6- عدم سپاسگذاری: گاهی اوقات هیچ مشکل بزرگی مانند حس حسادت، خشم یا انتظارات نامعقول در رابطه وجود ندارد اما در عین حال هیچگونه ابراز احساسی ناشی از رضایت نیز در رابطه دیده نمی شود که البته این مسئله به بدی دیگر مسائل است. زیرا در این حالت همسرتان احساس می کند که از او سو استفاده شده است. همه دوست دارند برای همه آنچه که انجام می دهند از آنها تشکر شود. همانگونه که در هکسرتان متوجه اعمالی می شوید که دوست ندارید باید به کارهای خوب او نیز توجه کنید. آیا ظرفهایتان را می شورد؟ آیا غذای مورد علاقه تان را درست می کند؟ آیا شما را در کارتان کمک می کند؟ زمانی را برای تشکر کردن از او اختصاص دهید. 7- کمبود عاطفه:
اگرچه همه چیز ممکن است خوب پیش برود اما اگر هیچکونه عاطفه ای در میان نباشد در این صورت با مشکل مواجه هستیم. یکی از تاثیرات این مسئله پیش رفت رابطه به سوی رابطه ای افلاطونی است. اگرچه این مسوله به اندازه دیگر مسائل بزرگ نیست اما موقعیت خوبی هم نیست. داشتن عاطفه بسیار با اهمیت است. به ویژه اگر این عاطفه و درریافت آن از سوی کسی باشد که دوستش داریم. هر روز زمانی را برای ابراز عاطفه به همسرتان اختصاص دهید. زمانیکه از کار به خانه بر می گردد اورا به گرمی در آغوش بگیرید. صبح ها بسیار آرام و رمانتیک از خواب بیدارش کنید. هنگام تماشای یک فیلم پشتش را ماساژ دهید و همیشه به او لبخند بزنید.
8- این نکته در این ایست قرار ندارد اما بسیار مفید است. در همه روابط بحث و مشکل وجود دارد اما مهم این است که بتوانید این مشکلات را حل کرده و آرام بمانید. متاسفانه تعدادی از ما بسیار لجباز تر از آن هستیم که بخواهیم راجع به مشکلاتمان صحبت کنیم. زیرا همیشه حق باید با ما باشد و نمی خواهیم به اشتباهاتمان اعتراف کنیم. دوست نداریم از عبارت معذرت می خواهم استفاده کنیم. اما این اعمال و افکار بچه گانه هستند. زمانیکه فکر می کنید لجباز هستید سعی کنید خودخواهی و کودک بودن را کنار گذاشته و در باره مشکل موجود صحبت کنید. از اینکه در معذرت خواهی اولین باشید نترسید. از لجبازی بگذرید تا به نتیجه بهتری برسید. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:9 توسط نگار |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:7 توسط نگار |
|
|
در اين مقاله با نيازهاي اساسي زنان و مردان بطور كاملا علمي و روانشناسانه آشنا خواهيد شد: 1- مردان خواهان موفقيت بوده، زنان نياز به تعلق پذيري دارند. 2- زنان روحيه لطيف و حساس تري داشته و نياز دارند احساسات خود را بزبان بياورند، در پاسخ مردان ميخواهند راه گشا و منجي باشند. 3- مردان به شغلشان به ديد جزئي از وجودشان مينگرند، زنان به خانواده خود چنين نگرشي دارند. 4- مردان بيشتر هدف گرا بوده، اما زنان بيشتر گرايش به برآورده شدن نيازهاي فعلي زندگي خود دارند. 5- تصميم گيري مردان بيشتر بر پايه انديشه بوده، اما زنان بيشتر احساسي و با درك مستقيم تصميم ميگيرند. 6-مردان جسم گرا و زنان رابطه گرا ميباشند. نيازهاي مردان: 1- يك شريك جنسي خوب. * شكست = هراس مردان. * آينه مرد = شغل +همسر (در واقع ميزان عزت نفس و احترامي كه مرد براي خود قائل است به ميزان احترام و ارزشي است كه همسر آن مرد براي وي قائل ميباشد) نيازهاي زنان: 1-عطوفت و مهر ورزي. 2- گفتگو و درد دلهاي صميمانه. ارتباط تعاملي و همدلانه. 3-صداقت و صراحت. 4-حمايت مالي. 5-همسري كه خانواده اولويت زندگي وي باشد. 6- همسري دلسوز، محافظت كننده، پشتيبان. 7- امنيت، اعتماد بنفس و تائيد. 8-يك همسر وفادار و متعهد. 9-جدي گرفتن مشكلات كوچك آنها. 10- توجه و رغبت نشان دادن به احساسات، عقايد، پيشنهادات و كارهاي روزمره آنها. 11-احساس اينكه آنها يك شريك عشق ورزي ميباشند و نه تنها يك ابزاري جنسي. 12-قدرداني از زحمات آنها. 13-همسري كه در حضور ديگران به آنها احترام گذاشته و به وجودشان ببالد. 14- بخشي از زندگي شوهر خود بودن: همسري كه اهداف و مسائل شغلي خود را با آنها در ميان مي گذارد. 15- نزديكي: در آغوش گرفتن آنها. 16- پذيرش آنها همانگونه كه هستند. به آنها اجازه دهيم تا كامل نباشند و زيبايي ظاهري، شخصيت و موفقيتهاي آنها را تصديق كنيم. 17-همسري كه پدر خوبي براي فرزندان آنها باشد. 18-يك هديه كوچك و يا يك يادداشت عاشقانه از سوي همسران خود. 19-يك مرد با اعتماد بنفس. 20- يك مرد قدرتمند (از لحاظ جسمي، مالي و يا شخصيتي) اما در عين حال مهربان. نكته آخر: زنان با برقراري رابطه جنسي ميخواهند به عشق برسند. اما مردان با عشق ورزي ميخواهند به رابطه جنسي برسند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 11:29 توسط نگار |
|
|
آیا تا به حال به افرادی توجه کردهاید که در دهه هشتم عمر خود هستند و جوان به نظر میرسند و در مقابل افرادی سن کمتری دارند، اما پیر به نظر میآیند؟
البته این طبیعی است که جسم ما پیر شود، ولی این موضوع کاملاً با این که شخص پیر به نظر برسد، تفاوت دارد. به علاوه این احساس هر شخصی است که خودش را چقدر پیر ببیند. هیچ کس پیر نمی شود، مگر این که خودش انتخاب کند که پیر باشد. به جای این که از مردم بپرسیم چند سال دارید؟ بهتر است بپرسیم چند سال زندگی کردهاید؟ یک راه ساده برای این که من و شما پیر نشویم این است که از تمام روزهای عمرمان استفاده کنیم. ما به عنوان جانشین خدا در زمین وظیفه داریم بهترین باشیم و بهترین کارها را انجام دهیم. و برای این که تمام عمرمان جوان بمانیم باید هفت کار انجام دهیم. ۱) همواره در حال آموختن باشیم برای چیزی که از قبل میدانید وقت نگذارید؛ اما به محض این که مطلب جدیدی را بیاموزید به جوان ماندن خود کمک کردهاید. شروع به جمع آوری اطلاعات درباره مطالب باارزش کنید؛ میتوانید با کلام خدا شروع کنید؛ وقتی ما قرآن میخوانیم کلام خدا را در ذهن و قلبمان جای میدهیم و به کارهایی که او میگوید انجام دهیم فکر می کنیم. به محض این که همه چیز را از منظر او میبینیم، نگرانی و هیجانات ما به پایان میرسد. در همان زمان انرژی میگیریم و حس امید و انتظار در ما به وجود میآید.. هنگامی که پر از ترس، اضطراب و ناامیدی نباشیم، جسم و روح ما به بهترین شکل وظایف خود را انجام میدهند. برای جلوگیری از پیری، هر روز مقداری از کلام خدا را بیاموزید. کتاب آسمانی یک نامه عاشقانه است برای پذیرش بیقید و شرط خداوند در رابطه با هر کسی که به سوی او برود. وقتی حقیقت عشق او را درک کنیم و آن را با فکر و زندگی روزانه مان یکی کنیم، جوان ماندن ما تضمین میشود. وقتی احساس اطمینان و پشتگرمی داریم، هر چیزی در درونمان بهگونهای دیگر جریان پیدا میکند. به علاوه باید به یادگیری هر چیز جدید درباره سلامتی خود ادامه دهیم؛ ما مسئول نگهداری جسمی هستیم که به ما به امانت سپرده شده؛ و اگر بخواهیم سالم بمانیم باید نظم و انضباط را بیاموزیم. به خاطر داشته باشیم که بدن همچون هدیهای مقدس است که ما در برابر آن مسئولیم؛ کار ما فقط خوردن، خوابیدن و انجام تکالیف نیست؛ بلکه بایستی از جسممان در برابر صدمات محافظت کنیم. اگر یادگیری را متوقف کنیم در جاده زندگی به سرعت به سوی پیری پیش میرویم. به دنبال کارهایی بروید که بلد نیستید؛ مثل چگونگی کار با کامپیوتر و یادگیری یک زبان خارجی؛ در این راه نیز پشتکار داشته باشید و خود را ملزم به فراگیری کنید. تداوم در یادگیری، ذهن شما را جوان و کارآمد نگه می دارد. ۲) عشق بورزیم خداوند دوست ندارد که بندگانش با تلخی، اضطراب و رنجش خاطر یا دشمنی زندگی کنند؛ این گونه احساسات اثراتی منفی روی بدن، ذهن و تمام جنبههای زندگی ما میگذارند؛ و بایستی آنها را از زندگی حذف کرد. الگوهای رفتاریای مثل حسادت، خودخواهی و خشم و کینه باید ترک شوند و عشق ورزیدن جایگزین آنها گردد. خداوند میخواهد که ما ظرفیت دوست داشتن افراد را داشته باشیم و در این حالت است که زندگی ما به خوبی شکل میگیرد. پروردگار، هنر عشق ورزیدن و دوست داشتن را در وجود ما نهاده است. دوست داشتن باعث میشود انرژی خاصی در زندگی ما جریان یابد و در این صورت است که جوان میمانیم؛ در غیر این صورت ناامیدی وجودمان را فرا می گیرد. اگر عشق نورزیم یا این احساس را در خود به وجود نیاوریم، خیلی زود به سمت پیری میرویم. برای این که جوان بمانید، خدا و انسانها را دوست بدارید و اجازه بدهید که دیگران هم شما را دوست داشته باشند. ۳) لبخند بزنیم آیا میدانید که خندیدن روی تمام وجود شما اثر میگذارد؟ وقتی که می خندیم، سیستم ایمنی بدنمان تحریک و به گونهای که باید، فعال میشود. با این کار به جسم مان اجازه میدهیم تا دفاع بهتری در برابر آسیب ها داشته باشد. شاید شما با خود فکر کنید، من به علت شرایطی که دارم نمی توانم بخندم.؛ بله درست است؛ واقعیت هایی وجود دارند که خندیدن را برایمان دشوار میکنند؛ اما شادی و لذتی که ما از آن صحبت میکنیم، چیزی است درونی که به اوضاع و شرایط ما بستگی ندارد. لذت واقعی وقتی به وجود می آید که راه و مسیر زندگی را درست تشخیص دهیم و بدانیم یک قادر مطلق در کنار ماست و از درون شاد باشیم. در این صورت است که میتوانیم لبخند بزنیم. بیشتر ما از نعمت سلامتی برخورداریم؛ مکانی برای زندگی کردن داریم و کسانی را داریم که دوستمان دارند. اینها والدین، فرزندان، خواهران، برادران یا همسر ما هستند. آیا شما ترجیح میدهید به چیزهایی که ندارید توجه کنید و نیز به ناتوانی، درد، خطر، یا ترس؟ هر یک از ما باید قلبی شکرگزار داشته باشیم و نتیجه این سپاسگزاری، خوشی و شادابی است. هنگامی که میخندیم مثل بچهها میشویم. به یاد داشته باشید که <خندیدن> خاص بچهها نیست؛ در درون هر زنی هنوز یک دختربچه وجود دارد و درون هر مردی یک پسربچه؛ وقتی به کودک درونمان اجازه ابراز وجود بدهیم، میتوانیم احساسمان را بیان کنیم و از زندگی لذت ببریم. در این شرایط عمری طولانی تر خواهیم داشت. پس زندگی را کمتر جدی بگیرید و به مشکلات لبخند بزنید. اگر دوستی ندارید که شما را شاد کند، چنین کسی را برای خود پیدا کنید. به خاطر داشته باشید که میتوانید با او با شادی زندگی کنید. ۴) فعال باشیم درختان قوی در کهنسالی هم میوه میدهند. معنای این کلام این است که باید در زندگی همواره مفید و فعال باشیم و به سنمان فکر نکنیم. سعی و تلاش در زندگی برای امور دنیوی کار اشتباهی نیست؛ بازایستادن از کار و تلاش اشتباه است. البته نباید به دنیا وابسته شویم. اما در عین حال همانطور که مغز ما به بدنمان پیام میفرستد و این کار همواره ادامه دارد، خود ما هم بایستی هرگز بازنشسته نشویم و پیوسته فعال باشیم؛ در واقع ما زمانی پیر می شویم که دست از کار و فعالیت بکشیم. هنگامی که تجربه یا پولی به دست میآورید، از خود بپرسید که خداوند میخواهد ما با این پول یا تجربه چه کاری انجام دهیم. هزاران راه برای خدمت به خداوند وجود دارد. بنابراین از خود خدا بخواهید که طرح و برنامهای را به شما نشان بدهد. آیا دوست دارید جوان بمانید و خداوند برایتان خیر و برکت قرار دهد؟ اگر چنین است سعی کنید در زندگی مفید واقع شوید.. ۵) گذشته را فراموش کنیم افراد زیادی در <گذشته> زندگی میکنند و به خود صدمه میزنند. با سرزنش کردن خود به جسمتان آسیب نرسانید. حسادت را از خود دور کنید. با این کار از تلخی و مشکلات زندگی میکاهید، اما با رنجش خاطر و دشمنی ورزیدن خود را پیر میکنید. این گونه سختگیریهای ذهنی، روح و روان، احساسات و جسم شما را تحلیل میبرد. خداوند هرگز دوست ندارد که بندگانش با این مشکلات زندگی کنند. اگر یادگیری را فراموش کنیم و به گذشتهها هم فکر کنیم، به سرعت پیر میشویم و به ناراحتی های قلبی نیز مبتلا میگردیم. ما باید ذهنمان را بر حال و آینده متمرکز کنیم؛ پس بیاموزیم که دیگران و خودمان را ببخشیم و گذشتهها را فراموش کنیم. ۶) از آرزوهای زیاد بپرهیزیم در روِیاها فرو نروید که زود پیر میشوید. وقتی برای هدفی تلاش می کنید و فعال و باانگیزه هستید جوان میمانید. هرگز به کارهای راحت و کوچک و نیز کارهایی که خداوند ما را از آن برحذر میدارد نیندیشید. به اهداف بزرگ فکر کنید و به این بیندیشید که خدا همواره با کارهای عجیب، بندگانش را شگفت زده میکند. از او بپرسید که برای من چه سرنوشتی را در نظر گرفته ای؟ به خاطر داشته باشید که خدا را همیشه و همه جا در کنار خود دارید(و او از رگ گردن به شما نزدیکتر است). وقتی به این باور برسید، انرژی بیشتری میگیرید. ۷) به چیزی دل نبندیم، به جز خدا در قلبتان به خدا توکل کنید و در اعماق وجودتان به او بیندیشید. بدانید که او شما را به راه راست هدایت میکند. هرگز صحبت کردن با خدا و گوش دادن به فرامین او را ترک نکنید. به او عقیده داشته باشید و بدانید که میتواند هر کاری را انجام دهد. هنگامی که ما میآموزیم در همه کارها به خداوند تکیه کنیم و در مشکلات از او یاری جوییم، این خود باعث میشود که یک حس اطمینان و لذت در ما به وجود آید؛ و در این حال مشکلات، سختیها و غم و غصه ما را پیر نمیکند. آیا جسم ما پیر میشود؟ بله، البته؛ اما بدانید که فکر، روح و قلبمان هرگز پیر نمیشود؛ و دیگر این که بهترین انتخاب خداوند است. او در تمام امور زندگی با شماست، به شما قدرت انجام همه کارها را میدهد و قوای تازهای به شما میبخشد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 8:46 توسط نگار |
|
|
در طول دوران كاريم بـا افـرادي كه در زنـدگـي روزمـره خـود سطح استرس بالايي داشتند، در ميانشان با يك خصيصه مشترك و بـسيـار عـمـومـي مـواجـه شدم - اعتماد بنفس پايين. همچنين دريافتم كه اعتماد بنفس مي تواند موجب پـديـد آمـدن سطح بالايي از استرس، بي خوابي، اظطراب و بسياري از علايم بيمار گونه گردد. بدترين مورد اين حالت در كسي كه عزت نفس پايين دارد تجربه كردن احساساتي ازقبيل بي ارزشي و بي لياقـتـي و عدم تعلق ميباشد كه متاسفانه ميتواند مـنـجر به افكـار خودكشي گردند. سركوب اعتماد بنفس در تحقيقي كه چندين سال گذشته در سراسر آمريكاي شمالي، شـامل كانادا و مكزيك انجام گرفت پژوهشگران دريافتند كه نرخ خود كشي ارتباط بسيار زيادي با شرايط فقر و تنگدستي، ترك خانواده (اغلب در كودكان زير 16 سال) و طـرد شـدن تـوسـط اطـرافـيـان دارد. در خصـوص عزت نفس پايين، كودكان آسيب پذيرتر از ديگر افراد مي باشند. آنها مدام از جانب همرده ها و هم سن و سالهاي خود و تـوقـعات غيـر واقـعـي و نـامـعـقـول از جانب خانواده و دوستانشان تحت فشار قرار دارند. اين امر مي تواند به مشكلات رواني عمده منجر گردد كه در آن كودكان احساس خواهند كرد كه زندگيشان ارزشي ندارد. بزرگسالان نيز از آن رنج ميبرند ميخواهد باورتان شود يا نه، امروزه بزرگسالان نيز چنين علايمي را تجربه مي كنـنـد. ما همواره با مسائلي چون پول، عشق،خانواده، كار و غيره درحال دست و پنجه نرم كردن مي باشيم. از آنجايي كه اكثر جوامع مردسالار اهميت زيـادي بـراي موفقيت مردان قائل مي باشند، براي يك مرد تحمل فشارها سخت و دشوار مي باشد. همه آن مربـوط مي گردد به تئوري: بـقـاي بـرازنـدگـان. مـردان تـوليد كننده و زنان مصرف كننده مي باشند. حتي با جنبش آزادي خواهانه زنان و فمينيسم، عـلت اصـلي از خود گذشتگي مردان كماكان بطور حتم مرتبط با اين حـقـيـقت مي باشـد كـه زنـان از مـردان انتظار دارند دنيا را روي شانه هايشان بدوش بكشند. احتمال دارد زنان با اين گفته هم عقيده و موافق نبـاشـنـد ولـي آن واقـعيـت دارد. آخرين باري كه نامزد يا هــمسرتان و يا فرد ديگري كه براي يك امر مهم حقيقتا به شما وابسته بوده و آن كـار ( مثـلا پرداخت قبض تلفن ماه پيش ) را بشما واگذار كرده چه زماني بوده است؟ اين تقاضا ها معمولا با پول در ارتـبـاط است. اگرچه اكثر اوقات براي اين است كه شما يك "مرد واقعي" جلوه نماييد. آيا شما يك مرد واقعي ميباشيد؟ چگونه مي توانيد تـعـيين كنيد يك مرد واقعي چگونه مردي بايد باشد؟ راحت ترين كار آن است كه از نامزد، همسر، خواهر و يا مادر خود سـوال كنـيـد. امـا مـن بـه شما اطمينان مي دهـم كه بـا دهها پاسخ متفاوت بمباران خواهيد شد. چرا؟ به اين خاطر كه هر زني عقيده متفاوتي از آنگونه كه مرد رويـاهـايـش بايد باشد دارد. هرچند كه بطور كلي شما در خواهيد يافت كه مردها مي بـايد تعدادي خـصيصه مشترك را براي آنكه يك مرد واقعي محسوب گردند دارا باشند. * استقلال مالي داشته باشيد: يك ثروتمند بد جنس. سلامت جسماني داشته باشيد: تا بتوانيد فرزنداني قدرتمند همچون خودتان بوجود آوريد. با هوش باشيد: بدانيد چگونه وسايل گوناگوني رابايد تعمير كنيد مورد اعتماد و قابل اتكاء باشيد:همواره بمنظور براوردن نيازهاي وي در دسترس باشيد شخصيت مستحكم و با ثبات داشته باشيد:به او نشان دهيد كه قادر هستيد روي پاهاي خودتان بايستيد. معمولا هنگاميـكـه شـما اينگونه احساس كنيد كه فاقد حتي يكي از ويژگي هاي مذكور مي باشيد، اعتماد بنفس شما شروع به تنزل مي كند چرا كه احساس خواهيد كرد كه گويي از حداقل شرايط لازم و ضروري نيز برخوردار نيستيد. فرمول اقتدار نگرش آرمانگرايانه به يك مرد پوچ و بي اساس ميبـاشد. شمـار اندكي از مردها در عمل به آن شان و درجه از شكوه و عظمت ميان ديگر مردان نايل گشته اند. به هر صورت من ميتوانم چند نكته راهبردي در رابطه با آنـكه چـگونـه يك مرد شكوهمند و با اقتدار باشيد ارايه دهم. مردي كه قادر باشد از ميان پستي بلنـدي هـاي زندگي عبور كرده و در انتها نيز كماكان با صلابت از آن بيرون آيد. نكته1: نپذيرفتني را بپذيريد هنگامي كه منكر شايستگي و استعدادهاي بـالقوه خود جهت مبدل شدن به كسي يا چيزي فراتر و با اهميت تر از خويشتن كنوني خود مي شويد، گـرفـتـار يـك چـرخه مخرب انزجار از خويشتن مي گرديد. بـه منظور رهايي يـافتن از انـكار، بـايد شـروع بـه پـذيـرش مشكلات خود نموده و همچنين اهداف آينده تان را در ذهـن مجسم كنـيـد. هـمـواره بـه خاطر داشته باشيد شما قادر خواهيد بود به درجات عالي و بزرگ دست يابيد. نكته 2: به غير قابل انديشيدن بيانديشيد شما خواهيد گفت در 30 سال باقيمانده كسي قادر نخواهد بود كار زيادي انجام دهـد و يا به موفقيت چنداني دست يابد؟ در اشـتـبـاه هـستـيـد. در طـول دوران كــاري خــود بـا اشخاصي ديدار كرده ام كه تصميم گرفتند مجددا به دانشگاه بازگردند و رشتـه تحصيلي خود را به پايان برسانند، براي خودشان كسب و كـار مسـتقل دست و پا كـنـنـد. آنـهـا از خطاها و اشتباهات خود درس گرفته و به جايگاه و منزلتي عالي در مـيـان اطـرافيانشان نايل گشته اند. هيچگاه براي تعليم و تربيت و كسب دانش و ادامه تحصيلات دير نـمـي بـاشـد. مـي بايد خارج از دايره متعارف بيانديشيد و شروع كنيد به انديشيدن به غير قابل انديشيدنها -كه شما در واقع مردي هستيد با فرصتهاي بسيار زياد پيش رويتان.تنها كاري كه بايد انجام دهيد خلق و ايجاد درها و عبور از ميان آنهاست. نكته3: اهداف خود را تعيين كنيد كاري كه من مايل به انـجـام آن هسـتـم ايـن اسـت كـه ابـتـدا اهـداف بـلنـد مـدت خود را يادداشت كرده و سپـس به روي اهـداف كـوتاه مـدت پـيرامون دست يابي به اهداف بلند مدت متمركز مي شوم. اين كار معمولا منجر به موفقيتهاي واقع گرايانه ميـگردد و هر بار كه شما به يكي از اهدافتان دست يافتيد،احساس خيلي بهتر و خوشاينتري نسبت به خود خواهيد داشت. نكته4: غلبه بر موانع نكته5: به گذشته ننگريد مطلب آخر يك بار شنيدم كه مردي بزرگ سخني زيبا گفت:"...بودن و شدن...." اين 5 نكته براي مـن بسيار حائز اهميت مي بـاشد چـرا كه هـرگـاه احـسـاس مي كـنـم اعتماد بنفسم دارد به پايين ترين سطح خود تنزل ميـابـد با خود مي گويم كه من خودم هستم و مي خواهم فرد بهتر و كاملتري گـردم و چيزي بيش از آنچه هستم بشوم. من نيز اين كلمات را به شما هديه مي دهم. آنها را در زندگي خود بكار بنديد تا بـه هر آنچه آرزو داريد دست پيدا كنيد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 10:22 توسط نگار |
|
|
سكوت... سكوت... جوابهاي سربالا... پريشانخاطري و... در اين شرايط ميخواهيد موي سر خود را بكنيد. واقعا فكري به ذهنتان نميرسد و نميدانيد چه بايد بكنيد. ميدانيد كه مقصريد يا شايد هم نباشيد اما براي ختم به خير كردن غائله ميخواهيد براي آشتي پيشقدم شويد و عذرخواهي كنيد اما گاهي اين كار به نظر مشكل ميآيد به خصوص زماني كه بر سر مسئلهاي چندينبار بحث كرده باشيد و آن مسئله باز هم تكرار شود. مواردي كه در ذيل به آنها اشاره شده روشهايي هستند براي حل و فصل اختلافات.
1- انتقاد را با گشادهرويي بپذيريد. لطفا انتقاد شخص مقابل را بپذيريد حتي اگر تصور ميكنيد حق با شماست و مشكل مربوط به شما نيست.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:39 توسط نگار |
|
|
1) خود را بشناسید
امروزه پیشنهاد سقراط که در قر ن پنجم قبل از میلاد که در آن متنی بر خودشناسی ارایه شد به قوت خود پا برجاست. اهداف احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با آرامش با آنها برخورد نمایید. خواه از طریق مطالعه , خواه از طریق اندیشیدن و تفکر, سعی منید بعضی راه های که باعث شناخت شما از خودتان و اینکه چه چیزهایی شما را خوشحال می کند پیدا کنید. چنانچه به این توصیه عمل کنید , بهتر قادر به کنترل زندگی و مشکلات پیش روی خود خواهید بود. ۲) به خودتان ارزش بدهید و به خود اعتماد داشته باشید. ممکن است سخت به نظر برسد اما سعی کیند رفتارتان گویای این باشد که از خودتان مواظبت می کنید. حتی اگر همیشه احساس عدم اطمینان می کنید , برخورد و رفتار مثبت را به دنیای اطراف هدیه دهید. برخورد مردم با شما متاثر از رفتار و پوشش شماست. بنابراین خود ارزشی و خود اعتمادی را به نمایش بگذارید تا احترام را برای شما به ارمغان آورد. ۳) بیش از حد توانتان کار نکنید همه ما با سخت کوشی , خواهان تامین امنیت و رفاه خانواده مان هستیم. اما مهم این است که تعدل را در زندگی حفظ کنیم. معمولا آن چه از نظر مالی دنبال می کنیم با آن چه که تحقق می یابد یکسان نیست. اگر برای شما تامین معاش مهمتر از صرف وقت با عزیزان یا لذت بردن از زندگی است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری کنید. سعی کنید برقراری تعادل را از کسی که بین زندگی شغلی و خانوادگی اش این توازن را ایجاد کرده بیاموزید یا اینکه با خانواده یا دوستانتان راج به تاثیرات شغلی تان بر روی آن ها صحبت کنید. ۴) از افراد منفی دوری کنید از ارتباط مسموم که در شما احساس ناراحتی , عصبانیت یا نا امنی می کند اجتناب کنید. ممکن است سخت به نظر آید اما ارتباط خویش را باکسانی مه برای شما افسردگی به ارکغان می آورند به حداقل برسانید, کسانی که اکثرا محبتهای دریافتیرا بدون پاسخ می گذارند و یا کسانی که دائما از شما انتقاد می کنند. صداقت سخنان چنین افرادی را مورد ارزیابی قرار دهید تا ببینید که میزان حقایق موجود در سخنانشان تا چه حد بر اساس ارتباطی مثبت و خوش بینانه است. اگر کسانی شما را تحت فشار روانی قرار می دهند صریحا از آنها بخواهید شما را رها نمایند. ۵) مثبت فکر کنید سعی کنید از حداکثر توانایی هایتان استفاده کنید و به قدرت خویش اتکا کنید. علایق شخصی تان را با مطالعه و گذراندن کلاسها توسعه دهید. علایق جدید را امتحان کنید و شکست هایتان را به کار گیرید. همه ما بخشی از اوقاتمان را از دست داده ایم اما افراد موفق از شکست هایشان درس آموخته اند و مغلوب شکست شان نشده اند. اگر شما توانایی هایتان را به خوبی توسعه دهید و نقش مثبتی داشته باشید واقعا قادر به تغییر موقعیت های منفی به موقعیت های مثبت خواهید بود. ۶) ورزش ورزش ورزش یک رژیم غذایی مناسب و قدری فعالیت بدنی روزانه , اعم از اینکه پیاده روی آرام باشد یا کار بیرون, فشار و اضطراب را تخفیف می دهد و روحیه را شاداب نگه می دارد.. ورزش و تمرینات بدنی, افراد را از احساس برتری طلبی رهایی و توانایی های سرکوب شده ذهن را ترقی می دهد. همین امر منجر به جلوگیری از افسردگی می شود. برای اشخاص متفاوت ورزشهای مناسب آنها وجود دارد. تمرینات کششی و یوگا برای تخفیف فشار بسیار مناسبند. بعضی تمرینات نی تواند به رفع عصبانیت کمک کنند. البته ورزش بیرون از منزل فواید مضاعفی دارد, نور آفتاب در بهبود روحیه و تخفیف افسردگی کمک موثری محسوب می شود. ۷ ) بخشی از اوقاتتان را تنها بگذارید. لذت از جمع دوستان و تنهایی دو بخش از زندگی اند که برای تقویت روحیه بسیار مهم اند. برای معنا بخشیدن و ایجاد شور در زندگی به دیگران کاملا مشروط به وجود دیگران باشد. علاوه بر گذراندن ۲۰ دقیقه در حمام , گوش دادن به موسیقی یا خروج از منزل به قصد لذت بردن از طبیعت , زمانی برای لذت بردن از تنهایی خویش صرف کنید. چنانچه این امر را سخت یافتید ممکن است با توسل به اجتماع از مشارکت در موضوعات مهم دوری کنید.. ۸) به دیگران کمک کنید و اجازه دهید دیگران به شما کمک کنند. وقتی مشکلاتتان طاقت فرسا به نظر می رسد نشان دهید که کمک دیگران می تواند اضطراب و دلواپسی شما را بر طرف کند, بنابر این مشکلاتتان را کاملا در منظر دیگران قرار دهید. کمک بلا عوض در مسائل اجتماعی یا کمک به دوستان نیز می تواند به سود شما تمام شود. اگر در مقابل کمکی کخ دریافت کرده اید به همان میزان به دیگران مساعدت نمایید دامنه مناسبی از دوستان و اقوامی را بسط داده اید که شریک اوقات خوش شمایند و مدد کاران زمان تنگی و سختی تان. ۹) ارتباط و مراودات با روشی روشن و در عین حال همراه با آرامش و متانت , احساساتتان را به خانواده , دوستان و مدرسه تان بیان کنید و با دقت کامل به جواب آن ها گوش فرا دهید. هرگز خود را تحت فشاری که ناشی از عدم بیان احساساتتان است قرار ندهید. چرا که این فشار , انفجار ناگهانی در پی خواهد داشت و دیگران بدون کوشش و تلاشی شمارا خواهند شناخت. عصبانیتی را که باعث پریشانی و دانستن نقاط ضعف شما می شود کنترل کنید. هرگز اجازه ندهید دیگران ذهن شما را بخوانند. ۱۰) موقع احتیاج , کمک بطلبید افرادی را پیدا کنید که هنگام مشکلات بتوانند با آنها مشورت کنید .چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده , مشکلاتتتان همچنان طاقت فرسا جلوه می نماید و احساس عدم آرامش می کنید , با مشاورینی صحبت کنید که خواهان کمک و یاری به شمایند. اگر احساس عدم امنیت , نگرانی یا ناراحتی و پریشانی می کنید فورا از یک مشاور متخصص کمک بطلبید. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 11:45 توسط نگار |
|
|
افکار و اندیشه های ما و عبارات یا کلماتی که بر زبان جاری می سازیم، از نیروی عظیمی برخوردارند. اگر بخواهیم در زندگی خود فرد موفقی باشیم و به نتایج مفیدی دست یابیم، باید الگوی تفکر و گفتارمان را تغییر داده و آنها را مثبت کنیم. آیا مایلید گفت و گوی درونی خود را به عبارات تاکیدی مثبت تغییر دهید؟ بد نیست بدانید هر موقع که فکری در سرتان است و هر زمانی که سخنی به زبان می آورید، در واقع به گفتن عبارانت تاکیدی مشغول هستید. تکرار عبارات تاکیدی مثبت و یا منفی، نقطه آغاز است و راه را برای دگرگونی باز می کند، به عنوان مثال به ضمیر ناخودآگاهتان می گویید: «من مسئولیت پذیرم» یا «من از زندگی خسته شده ام». وقتی عبارات تاکیدی را به کار می برید، در واقع به از بین بردن برخی چیزها از زندگی یا به آفرینش برخی چیزهای تازه در زندگی تان کمک می کنید؛ پس بهتر است عادت کنید این جملات و عبارات را به شیوه مثبت به کار ببرید، تا آنچه می آفرینید سلامتی، شادمانی، موفقیت و سعادتمندی باشد. کلماتی که در عبارات تاکیدی به کار می روند نیز باید مثبت باشند. اگر بگوییم:« دیگر نمی خواهم مریض باشم»، ضمیر ناخودآگاه ما بیشتر کلمه مریض را می شنود که یک کلمه منفی است. آنچه که بهتر است بگوییم این است:« من به طور شگفت آوری احساس سلامتی می کنم» یا « من نور سلامتی و نشاط را می بینم که از من ساطع می شود». ضمیر ناخودآگاه انسان خیلی روراست و بی پرده است. هیچ گونه تخلف و پیچیدگی ندارد و هر آنچه را که می شنود انجام می دهد. اگر چیزی در زندگی تان وجود دارد که آن را نمی خواهید، یکی از سریع ترین روش ها برای رها کردن آن این است که آن را با عشق و محبت متبرک ساخته و رهایش کنید و بگویید:« با دعای خیر برای تو رهایت می سازم و اجازه می دهم که بروی».این عبارت در مورد انسان ها، موقعیت ها و جنبه های مختلف زندگی بسیار موثر واقع می شود و حتی می توانید عادات ناپسند خود را با این عبارت تاکیدی ترک کنید. وقتی برای اولین بار یک عبارت تاکیدی را به زبان می آورید، ممکن است حقیقی به نظر نرسد، ولی به خاطر داشته باشید، تکرار عبارات تاکیدی همانند کاشتن دانه های گیاه در زمین است. وقتی شما دانه ای را در زمین می کارید، روز بعد یک گیاه کامل نمی روید. باید زمان معینی سپری شود تا موقع رشد دانه برسد. همچنان که به گفتن عبارات تاکیدی ادامه می دهید و آماده می شوید تا آنچه را که نمی خواهید رها سازید، به تدریج می بینید که آن ها به حقیقت می پیوندند و راه های تازه ای پیش روی شما گشوده می شود. گاهی هم ممکن است اتفاق شگفت آوری روی دهد و یکی از دوستان شما از راه رسیده و بگوید:« آیا تا کنون این ها را امتحان کرده اید؟» و در این هنگام است که به مرحله بعدی موفقیت خود رهنمون می شوید و از امکانات موجود خود کمک می گیرید. عبارت تاکیدی خود را همیشه به زمان حال بگویید. می توانید آن ها را به صورت آواز بخوانید تا بارها و بارها در ذهنتان تکرار شده و ملکه ذهنتان شوند. به خاطر داشته باشید که نمی توانید با عبارات تاکیدی خود، روی اعمال افراد دیگر تاثیر بگذارید. شما از قدرت ذهنی و معنوی دیگران آگاه نیستید و حق ندارید در فرآیند زندگی دیگران دخالت کنید؛ همانطوری که مطمئنا دوست ندارید با شما چنین کاری بکنند. پس بهتر است تنها به اصلاح خود بپردازید و برای دیگران فقط دعا کنید. گفتن عبارات تاکیدی همانند سفارش غذا دادن به آشپزخانه کائنات است! وقتی به یک رستوران می روید و پیشخدمت می آید و دستور غذا را از شما می گیرد، شما وی را تا آشپزخانه دنبال نمی کنید تا ببینید آیا آشپز فهرست غذای شما را می بیند یا این که او چگونه غذا درست می کند. بلکه راحت روی صندلی تان می نشینید و پیش غذا و نوشیدنی و..... را میل کرده و یا با دوستانتان صحبت می کنید و مطمئن هستید به محض این که غذایتان آماده شد، آن را برایتان می آورند. وقتی سفارش خود را به آشپزخانه کائنات می دهیم نیز، بهتر است در آرامش کامل به زندگی خود ادامه دهیم و مطمئن باشیم که درخواست ما در حال آماده شدن است. حال اگر غذایتان را بیاورند و مشاهده کنید که غذای سفارشی شما نیست، اگر اعتماد به نفس داشته باشید، آن را بر می گردانید و می گویید: « خیلی متشکرم، ولی این سفارش من نیست، آنچه من می خواهم این است...» بله ممکن است در سفارش دادن غذا دقت کافی نکرده باشیم و در این زمان فقط کافی است با دقت بیشتر و روشن تر از قبل سفارش دهیم. یکی از شیوه هایی که موجب می شود فرآیند زندگی برایتان به طور مثبت جلوه کند، این است که حقایق و اعتقادات فردی خود را با صدای بلند بگویید. بیایید افکار و عقایدی را که شما را محدود می کند و از رسیدن به جنبه های مثبت زندگی باز می دارد، دور بریزید. عبارات تاکیدی زیر برای ایجاد تغییرات مثبت بسیار موثرند و وضعیت شما را سرو سامان می دهند:
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم دی 1386ساعت 11:9 توسط نگار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام به تموم اونایی که می خوان نمونه باشن!
من نه روانشناسم نه ....! اما دوست دارم مطالبی رو که کمک می کنه تا یک زندگی خوب داشته باشیمو در اینجا جمع آوری کنم. امیدوارم که بتونیم از لحظه لحظه ی عمر کوتاهمون لذت ببریم در راه رسيدن به اوج با مردم مهربان باش چرا كه هنگام سقوط با همان مردم رو به رو خواهي شد |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
مقابله با افسردگی تحکیم روابط اجتماعی اعتماد به نفس مقابله با استرس روانشناسی رنگ ها خودشناسی |
| پیوندها |
|
نغزنامه- جملات زیبا آسمان نیلگون خاطرات من شنیدی دوست دارم عشق من! بزرگترين وبلاگ دانلود رايگان |
|
RSS
|